امجد حسین پناهی، برادر رامین حسین پناهی که در شهریور ۱۳۹۷ در زندان رجاییشهر اعدام شد، در مصاحبه با رادیوفردا از ممنوعالخروجی مادرش، دایه شریفه و همچنین پدرش خبر داده و گفت که آنها از سوی وزارت اطلاعات به مدت پنج سال ممنوعالخروج شدهاند.
آقای حسین پناهی گفت که این ممنوعالخروجی در ادامه فشار بر خانوادهاش برای سکوت و عدم دادخواهی است.
رامین حسین پناهی به اتفاق زانیار و لقمان مرادی در شهریور ۱۳۹۷ در زندان رجاییشهر اعدام شد.
برادر او روز پنجشنبه، ۱۶ اردیبهشت، به رادیوفردا گفت: سال گذشته، گذرنامه پدر و مادرم را وقتی آنها برای تمدید پاسپورتشان به اداره گذرنامه مراجعه کردند از آنها گرفتند و پس ندادند. گفته بودند که به اداره اطلاعات مراجعه کنید. به اداره اطلاعات سنندج که رفتند به آنها گفته شد که به دستور وزارت اطلاعات توقیف شده و بیش از این نمیتوانیم توضیح دهیم و اگر میخواهید به تهران مراجعه کنید.
آقای حسین پناهی توضیح داد: پدر و مادرم امسال مجددا اقدام کردند برای این که پاسپورتها را پس بگیرند، اما در اداره گذرنامه و اطلاعات سنندج به آنها اعلام کردند که طبق دستوری که از مرکز آمده هر دو به مدت ۵ سال ممنوعالخروج هستند و پاسپورت هم توقیف شده و پس داده نمیشود.
او گفت: «این در حالی است که هیچ ارگان قضایی مدرک و حکمی به ما ندادهاند و هیچ توضیحی هم بیش از این ندادهاند. اعتراض کردیم که باید دادگاهی حکم بدهد گفتند به دادگاه ربطی پیدا نمیکند و دستور وزارت اطلاعات است.»
برادر رامین حسین پناهی از فشارها بر خانوادهاش بعد از اعدام برادرش گفت و توضیح داد: این ممنوعالخروجی در ادامه فشارهایی است که طی این سالها علیه خانواده من در جریان بوده و تازگی ندارد. در سالهای اخیر سفر پدر و مادرم به شهرهای دیگر به خصوص مادرم، با ممانعت یا مشکل مواجه شده به عنوان نمونه مادرم میخواست مریوان، ملاقات مادر لقمان مرادی برود اما از سنندج که خارج میشود دو ماشین وزارت اطلاعات محترمانه جلوی ماشین را می گیرند و می گویند که پیاده شو سوار این ماشین شو و به زادگاهت برگرد.
او ادامه داد: «یا یک سفر برای بخشش یک اعدامی به ایلام رفته بود که وزارت اطلاعات مانع شد و مادرم را برگرداند. به همین دلیل خیلی از سفرهای مادرم به شهرهای دیگر تقریبا مخفیانه صورت می گیرد و اگر بدانند ممانعت ایجاد میکنند.»
او درباره علت این فشارها از سوی نهاد امنیتی توضیح داد: همیشه خواهان سکوت بیشتر هستند. خواهان این هستند که هیچ نوع حرفی نزنیم، هیچ نوع مصاحبه ای نکنیم و در هیچ دادخواهی شرکت نکنیم و یا اینکه هیچ نوع فعالیتی نکنیم. در سه سال گذشته بعد از اعدام رامین، مادرم به یک چهره در ایران و به خصوص در کردستان تبدیل شده به عنوان مادر شهید، مادر آشتی و مادر داغدار و به عنوان یکی از کسانی که در این دو سال همراه با پدرم همواره خیلی خانواده ها به ایشان مراجعه کردند و خواستند که برای بخشش اقدام کنند و از اعضای مفید کمپین بخشش در کردستان بودند که در سنندج تاسیس شد و بخشی از کارشان جلب رضایت خانواده های مقتول و نجات زندانیان محکوم به اعدام و قصاص است. تا حالا ۱۵ خانواده بخشیده اند و مادرم در این زمینه خیلی کوشا بود. سر همین فعالیت ها هم یک نهاد مدنی و حقوق بشری در اربیل جایزه سالش را به مادرم داد. اینها فشارشان این است که پدر و مادرم در یک حصر محترمانه خانگی در خانه بنشینند و بیرون نیایند.
جنازه رامین حسین پناهی بعد از اعدام به خانواده او تحویل داده نشد و خانواده او اطلاعی از محل دفن فرزندشان ندارند.
امجد حسین پناهی گفت: «بخشی از خواستههای جدی خانواده ما بعد از اعدام رامین و فریادمان نسبت به مجامع و نهادهای حقوق بشری و خود دولت این بوده که این فراقانونی است که بی گناه اعدام کردید جنازه اش را به ما ندادید و حالا در یک مکان نامعلوم دفن کردید و اجازه نمی دهید که جنازه را به زادگاه خودمان برگردانیم. این بخشی از خواسته های اساسی و مدام خانواده ما و مادرم بوده و مادرم، سرگردان در اغلب گورستان های ایران است از تهران و دور و برش گرفته تا هرکجا که اسمی از گور ناشناس و گمنام شنیده مادرم رفته و پیگیر جنازه پسرش بوده است.»